برگردان به زبان ساده
کرا پا میرود از محفل آن سیمبر بیرون؟
مگر بوی کباب دل برد از ما خبر بیرون
هوش مصنوعی: کیست که از محفل آن معشوق زیبا خارج شود؟ مگر بوی کباب ما را به یاد خود نمیآورد؟
باستقبال سائل میجهند اهل کرم از جا
چو آهن حلقه بر در زد، ز سنگ آید شرر بیرون
هوش مصنوعی: اهل کرم و بخشش به محض اینکه کسی از آنها درخواست کمک کند، با شوق و eagerness به استقبال او میآیند. مانند اینکه وقتی آهنی به در کوبیده شود، جرقهای از سنگی میسوزد و میافتد. این نشاندهنده این است که نوع دوستانه و مهربان، همیشه آمادهاند تا به نیازمندان پاسخ دهند و شتابان به آنان یاری برسانند.
بر دریا دلان، ننگست مال و ثروت دنیا
صدف نتواند آوردن، سر از شرم گهر بیرون
هوش مصنوعی: برای افرادی که دلهایشان آزاد و بزرگ است، داشتن مال و ثروت دنیا معنایی ندارد. صدف نمیتواند به دلیل شرم، مرواریدهایش را از خود بیرون بیاورد.
مکن بیرون سر از جیب خفا، گر عافیت خواهی
خورد سنگ جفا، از شاخ چون آید ثمر بیرون
هوش مصنوعی: از جیب پنهانت بیرون نیا، اگر میخواهی که در آرامش باشی، زیرا ممکن است مورد آسیب و بدرفتاری قرار گیری. همانطور که ثمره از درخت خارج میشود، تو نیز از جایی که پنهان هستی، خود را آشکار نکن.
ز بیعقلی است، سر از جیب گمنامی برآوردن
ز بیمغزی بود کآرد حباب از بحر سر بیرون
هوش مصنوعی: این بیان نشان میدهد که در نتیجهی نادانی، کسی از وضعیتی که در آن قرار دارد خارج میشود. مانند حبابی که از عمق دریا به سطح میآید؛ این نشاندهنده این است که فردی بدون درک و فهم درست، به سطح میآید و در معرض دید قرار میگیرد. در واقع، کارهای عجولانه و ناآگاهانه او باعث میشود که خود را نمایان کند، اما این ظهور بر اثر بیدقتی و نادانی است.
چنان در دیده ام تنگست واعظ عرصه گیتی
که نتواند سرشکم پا نهاد از چشم تر بیرون
هوش مصنوعی: آنقدر در چشمانم دنیا برای واعظ کوچک و تنگ است که نمیتواند حتی یک قطره اشک از چشمم بیرون بیارد.