برگردان به زبان ساده
چون زبان در گفتگو، بیجا ز کام آید برون
هست شمشیری که در بزم از نیام آید برون
هوش مصنوعی: زمانی که زبان در صحبت کردن به جا و درست عمل نکند، مانند شمشیری است که در میهمانی از غلاف خارج میشود.
چون بباد لنگر آن خوشخرام آید برون
ناله صبحم بجهد از سینه شام آید برون
هوش مصنوعی: زمانی که بادی بوزد، آن خوشحال که مثل لنگر است به بیرون میآید و ناله صبح از دل شب خارج میشود.
نیست در کام خرد چون میوه نارس قبول
در تکلم از زبان حرفی که خام آید برون
هوش مصنوعی: در ذهن انسان مانند میوه نارس، چیزی وجود ندارد که قابل قبول باشد. در گفتار نیز، هر کلامی که نابالغ و ناپخته باشد، از زبان خارج میشود.
در تماشایش ز رفتن باز ماند روزگار
چون بناز از کوی خود آن خوشخرام آید برون
هوش مصنوعی: زمانه در تماشای او به قدری متوقف مانده است که گویی از رفتن باز ایستاده. چون که آن خوشبخت و شاداب از کوی خود بیرون میآید و همه را به تماشا میکشاند.
بگذرد در بزم اگر حرف لب میگون او
باده بیتابانه از مینا بجام آید برون
هوش مصنوعی: اگر در مجلس بگذرد و لبهای معشوق با جرعهای از شراب مست کننده، به من نگاهی انداخته و شراب از ظرف شیشهای به بیرون بریزد، طعم دلپذیری خواهد داشت.
نامه را چون مهر بر عنوان کنم، از شوق او
نامم از خاتم بجای عکس نام آید برون
هوش مصنوعی: وقتی نامهام را با مهر بر رویش بزنم، از شوق او نامم به جای عکس روی مهر، نمایان میشود.
چون بر آرم نامش از لب، دود آهم در قفاست
خواجه کی از خانه هرگز بیغلام آید برون؟!
هوش مصنوعی: زمانی که نام او را بر زبان میآورم، آههای من در قفس حبس میشود. آیا ممکن است که آن آقا هرگز بدون غلامش از خانه بیرون برود؟
بر شکسته بالی مرغ دل واعظ ز رحم
اشک گردد دانه و، از چشم دام آید برون
هوش مصنوعی: دل پر از عشق و شوقی است که حتی اگر بال و پرش شکسته باشد، همچنان میتواند با ناله و اشک خود دانهای برای دیگران بیافریند و از دامهایی که او را محاصره کردهاند، رهایی یابد.