برگردان به زبان ساده
ای گل، تو بی علاقه به دنیا شدی و من
زین رو درین چمن تو همین واشدی و من
هوش مصنوعی: ای گل، تو به دنیای مادّی بیعلاقه شدهای و من هم به همین دلیل در این باغ تنها ماندهام.
کم گشت حرف لیلی و مجنون ز روزگار
روزی که ای نگار تو پیدا شدی و من
هوش مصنوعی: از زمانی که تو نمایان شدی و من، صحبتهای لیلی و مجنون کمرنگ شد و به فراموشی سپرده شد.
از فیض بیخودی تو که بایست او شوی
صد حیف کز خودی همه تن ما شدی و من!
هوش مصنوعی: از نعمت بیخود شدن تو، باید به او تبدیل شوی. دریغ از اینکه به خاطر خودخواهی، تمام وجود ما به خودی بودن مشغول شده و من هم تحت تأثیر آن قرار گرفتهام!
پر کرد عشق تربیت عاقلان شهر
مجنون، همین تو قابل صحرا شدی و من!
هوش مصنوعی: عشق سبب شد که عاقلان شهر به دیوانگی و جنون بیفتند، تو به قدری ارزشمند و خاص شدی که در بیابان هم میتوانی درخشش داشته باشی و من نیز در کنارت قرار دارم!
از من نبود نام و نشان بی تو در میان
چون آفتاب و ذره تو پیدا شدی ومن
هوش مصنوعی: بدون تو من هیچ نام و نشانی نداشتم، اما حضور تو همچون آفتاب در میان ذرات، مرا شناساند و پیدا کرد.
این فیض بس که گاه خرامش تو ای سپند
سرگرم سیر عالم بالا شدی و من
هوش مصنوعی: این نعمت به قدری بزرگ است که گاه وقتی تو با لذت و آرامش راه میروی، ای زیبای دلربا، به عالم بالایی مشغول میشوی و من نیز در حال تماشای تو هستم.
واعظ، جهان ز مردم خودبین پرست، لیک
بینا بعیب خویش، تو تنها شدی و من!
هوش مصنوعی: واعظ، این دنیا پر از افرادی است که خود را میپرستند و در خود غرق شدهاند، ولی تو به عیبهای خود دیدی و تنها شدی، در حالی که من هم چنین وضعیتی دارم.