برگردان به زبان ساده
بهار آمد، که جوشد ز آتش دل باز خون من
گل رعنا شود، چسبانده مشق جنون من
هوش مصنوعی: بهار فرارسیده و دل من به شدت احساساتش را بروز میدهد. عشق و شور و شوق من مثل گلی زیبا در حال شکفتن است، و همه اینها در نتیجهٔ جنون و دیوانگی من است.
بشد نخل دعایم روشناس عالم بالا
تو گویی بید مجنونست، آه سرنگون من
هوش مصنوعی: دعای من به حق نخل بلند است و از دست دعاهایم، آسمان را میشناسم. گویا درخت بید، مجنون شده و حال من در این حالت به شدت افسرده و زمینگیر است.
مشو از عار در دیوان محشر منکر قتلم
که محضر دارد از دامان گلگون تو، خون من
هوش مصنوعی: در روز قیامت، به خاطر عیب و شرمِ قتل من، از تایید نکن که من در اینجا گناهکار هستم. زیرا خون من در دامن زیبای تو، حضور دارد و گواهی میدهد.
باین کوتاه دستیهای طالع، چشم آن دارم
که گیرد دامن وصل تو، اشک لاله گون من
هوش مصنوعی: به خاطر سرنوشت نامساعد، امیدوارم که تو دست مرا بگیری و ارتباطمان استوار شود. اشکهای من مانند لالههاست و نشاندهندهی درد و longing من است.
چسان دل از خم ابروی خونریز تو بردارم
که نتواند چکیدن از دم تیغ تو خون من؟
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از زیبایی و جاذبهی ابروی تو دل بکنم در حالیکه خون من از تیغ تو ریخته میشود؟
ز آه عاجزان ترسیده چشمم آنچنان واعظ
که میلرزم بخود، دشمن چو میگردد زبون من
هوش مصنوعی: چشمم از نگرانی و درد عاجزان به حالتی درآمده که آنچنان مانند واعظی میلرزم که وقتی دشمن به زبونی و ناتوانی میرسد، به خودم میلرزم.