برگردان به زبان ساده
شمع بینش که مرا بود جهان ز آن روشن
مشکل اکنون کندم تا سر مژگان روشن
هوش مصنوعی: شمع دانایی که باعث روشنایی دنیا برای من بود، اکنون به سختی باعث میشود تا چشمانم بتوانند به روشنی ببینند.
روزنش را نبود چشم بخورشید سیاه
کلبه یی کان بود از مقدم یاران روشن
هوش مصنوعی: کلبهای که از دوستان روشن است، چشمی به خورشید سیاه ندارد و روزنهای برای نور خورشید ندارد.
از هم ریخت جفا، خاطر بیرحمان جمع،
سرمه ام کرد وفا، چشم نکویان روشن
هوش مصنوعی: با بیرحمی و سختی، آرامش خاطر من به هم ریخت، اما وفا و خوبیهایی که دیدم، به مانند سرمهای بر چشمهایم روشنایی بخشید.
. . .
با چراغی که شود ز آتش دونان روشن
هوش مصنوعی: با نوری که از آتش افراد ناپاک به دست میآید، روشنایی ایجاد میشود.
خوش درین گلخن تنگ آتشم افسرده، مگر
کندش عشق بدامان بیابان روشن!
هوش مصنوعی: در این مکان کوچک و بسته، آتش درونم را سوزانده و افسردهام، اما شاید عشق بتواند این تاریکی را با روشنایی خود بپوشاند.
بنگر از نقطه هر مردمک این حرف عیان
که سیه خانه گیتی است بانسان روشن!
هوش مصنوعی: به هر نقطه از چشمها نگاه کن و ببین که این حقیقت روشن است که دنیای مادی برای انسان در حقیقت تاریک و غمانگیز است.
با کهن جامه بساز ای شه اقلیم رضا
که باین کهنه شود مشعل ایمان روشن
هوش مصنوعی: ای پادشاه سرزمین رضایت، با لباس کهنهای که داری، زندگی کن؛ زیرا این کهنه، چراغ ایمان را روشن نگه میدارد.
نه همین لاله شد از داغ بعینه همه چشم
میشود ز آن گل رو چشم گلستان روشن
هوش مصنوعی: این لاله با داغی که دارد، همچون چشمی گریان میشود و به دنبال آن، چشمان گلستان به دلیل زیبایی آن روشن و درخشان میشوند.
چون سر شمع که سازند پریشان واعظ
کلبه ما شود از وضع پریشان روشن
هوش مصنوعی: وقتی که در مراسمی سر شمع را میسازند و روشن میکنند، حالا وضع آشفتهگی ما در خانه، از روشناییاش نمایان میشود.