برگردان به زبان ساده
چشم و گوش و عقل و حس رفتند و، ما وامانده ایم
رفته است اسباب ما، خود پیشتر، ما مانده ایم
هوش مصنوعی: چشم و گوش و فکر و حس ما از کار افتادهاند و ما در این وضعیت تنها ماندهایم. افزار و ابزار زندگیمان رفته و ما بهتنهایی کنار گذاشته شدهایم.
از شراب هستی احباب خالی گشت و ما
همچو مو در کاسه افلاک بر جا مانده ایم
هوش مصنوعی: دوستان و همراهان ما از لذتها و بهجتهای زندگی دور شدهاند و ما مانند موی نازکی که در ظرف آسمان باقی مانده، بیهدف و سرگردان ماندهایم.
خواب مرگ از کوفت شاید آورد ما را برون
در تلاش زندگانی آن قدر وامانده ایم
هوش مصنوعی: ما ممکن است از شدت خستگی و فشار زندگی به خواب مرگ برویم، اما همچنان در تلاش برای زندگی هستیم و به اندازهای از پا درآمدهایم.
ما بساط هر تعلق زین سرا برچیده ایم
بهر رفتن با عصائی بر سر پا مانده ایم
هوش مصنوعی: ما هر چیزی که به این خانه وابسته بود را کنار گذاشتهایم و اکنون با عصایی به امید رفتن و ادامه راه ایستادهایم.
گرم رویی نیست پیدا، گرم خونی خود کجاست؟
در میان این قدر مردم چه تنها مانده ایم
هوش مصنوعی: هیچکس از محبت و صفا خبری ندارد، حالا خون گرم عشق ما کجاست؟ در میان این همه انسان، چه قدر احساس تنهایی میکنیم.
جان فگند از دوش خود بار گران جسم و، ما
همچنان واعظ بزیر بار دنیا مانده ایم
هوش مصنوعی: جان خود را از سنگینی بار جسم رها کرد، اما ما هنوز در زیر بار دنیا در حال نصیحت کردن هستیم.