برگردان به زبان ساده
گر شود صبح رخش، مجلس فروز خانه ام
شمع را خواهند بردن مرده از کاشانه ام
هوش مصنوعی: اگر صبح چهره زیبای تو (#رخش) نمایان شود، نورانی بودن خانهام باعث میشود که شمعها را بردارند و مرده را از خانهام خارج کنند.
روزگارم خنده رو آمد ببالین هر صباح
شام بیرون رفت چون دود سیاه از خانه ام
هوش مصنوعی: زندگی به من خوشی و شادی هدیه داده است، اما هر روز صبح که بیدار میشوم و هر شب که به خواب میروم، احساس میکنم همه چیز مثل دود سیاه از خانهام دور میشود و میرود.
بسکه از بند حصار شهر وحشت میکند
میرمد از حلقه زنجیر خود دیوانه ام
هوش مصنوعی: به خاطر ترسی که از محدودیتهای شهر دارم، مثل دیوانهها از زنجیر خود فرار میکنم.
از مکافات ستم روشندلان ایمن نیند
شمع لرزد بر خود، از بیتابی پروانه ام
هوش مصنوعی: کسانی که به دیگران ظلم میکنند، همچنان باید از عواقب کارهایشان بترسند و آرامش نداشته باشند. حتی اگر شمعی در خطر باشد و بلرزد، پروانهای که عاشق آن است، در درون خود دچار بیتابی و بیقراری است.
خانه خواه هر بلا واعظ منم در شهر عشق
منزلی سیلاب را نبود بجز ویرانه ام
هوش مصنوعی: در شهر عشق، هر سختی و مشکلی که پیش بیاید، من همانند یک واعظ هستم که در خانهای که جز ویرانهای ندارد، مینشینم. این خانه جایگاهی برای سیلابها نیست و تنها ویرانی مرا در بر گرفته است.