برگردان به زبان ساده
از هجوم داغ، در تن نیست دیگر جای داغ
مینهم چون فلس ماهی، داغ بر بالای داغ
هوش مصنوعی: از شدت احساسات و داغی که در دل دارم، دیگر جایی برای رنجیدگی باقی نمانده است. مانند فلس ماهی که بر روی آب قرار دارد، درد و رنج را بر روی درد و رنج دیگر میگذارم.
آمد و رفت خیال دوست را، نتوان نهفت
نقش پای یاد جانان است در دل جای داغ
هوش مصنوعی: خاطره دوست هرگز از ذهنم نمیرود، چون رد پا و نشانههای محبوب در دل من حک شده و به جای زخم باقی مانده است.
اشک خونین گرددش در چشم، از سرگرمیم
بر سر شوریده ام شبها رسد چون پای داغ
هوش مصنوعی: اشکهایش به خاطر سرگرمیهایش در چشمش به رنگ خون درمیآید و شبها به شدت دچار دلتنگی و دیوانگی میشود، به طوری که در پایش احساس گرما و سوزش میکند.
کوچه آمد شد درد است، در دل زخم تیر؛
ناخن سر پنجه عشق است، در تن جای داغ!
هوش مصنوعی: کوچه پر از احساس درد است و در دل، زخم تیر را حس میکنم؛ ناخن عشق مانند سر پنجهای است که در بدنم رد داغی را به جا گذاشته!
ما خریداران سوداییم در بازار عشق
نیست واعظ درهم و دینار ما، جز جای داغ
هوش مصنوعی: ما افرادی هستیم که در عشق به دنبال سود و فایدهای نیستیم. سخنرانان و واعظان فقط در مورد مبالغ مادی و دنیوی صحبت میکنند و ما برای ما تنها نشانهای عشق اهمیت دارد، نه مسائل مالی.