برگردان به زبان ساده
شده است باب در ایام ما ز بس تلبیس
کسی چه داند کاین آدمست و آن ابلیس؟!
هوش مصنوعی: در دوران ما، به دلیل فریبهایی که وجود دارد، هیچ کس نمیداند که کدام انسان است و کدام شیطان.
ز کین عدو شکند گو دلم بسنگ جفا
که هست چوب مکافات کرده ها در حیس
هوش مصنوعی: بدخواهان با کینه خود دل مرا به سنگ جفا میشکنند، چرا که اندکی از بیمهریها و بدیها که انجام دادهام، مرا دچار عذاب و مجازات میکند.
مجوی کام ز دونان، که نیست بی منت
بگیری ار همه عبرت ز خواجگان خسیس
هوش مصنوعی: از افرادی که پایینتر از سطح شما هستند، چیزی نگیرید؛ زیرا هیچگاه بدون ذلت و تلخی نمیتوانید به خواستهتان برسید، حتی اگر از ثروتمندان بخواهید درس عبرت بگیرید.
خوری ز خوان جهان، غصه چون لئیمان چند؟
نه در خور است که همکاسگی کنی با پیس!
هوش مصنوعی: از سفرهی دنیا که میخوری، چرا چنان ناراحت هستی مثل انسانهای حقیر و زبون؟ تو شایستهتر از آنی که با افراد پست و بیارزش همنشینی کنی!
چنان خوشست میان دو یار جنسیت
که خوش نماست میان دو لفظ هم تجنیس
هوش مصنوعی: در جمع دو دوست بودن و همصحبتی با آنها بسیار دلپذیر است، همانطور که همقافیه بودن دو کلمه در شعر زیبا و جذاب به نظر میرسد.
خوش آن کناره که همخوابه معنی بکراست
خموشی است سخنگوی و، درد عشق انیس
هوش مصنوعی: خوشا سواحل آرامی که در آنجا نزدیکی به معانی ناب وجود دارد. در این جا سکوت، خود گویای سخنان عاشقانه است و درد عشق به عنوان یک دوست و همدم حضور دارد.
سخن چگونه شود دلنشین در آن کشور؟
که میدود ز پی مشتری، متاع نفیس!
هوش مصنوعی: چطور میتوان سخن را در آن سرزمین دلپذیر کرد؟ جایی که کالاهای گرانبها همچون مشتری به جستوجو میپردازد!
چنان ز سختی دوران شکسته ام واعظ
که خامه ام شده از شرح آن شکسته نویس
هوش مصنوعی: به خاطر دشواریهای زندگی، آنقدر ناراحت و آسیبدیدهام که حتی توانایی نوشتن دربارهاش را نیز ندارم و قلمم به خاطر این دردها شکسته و ناتوان شده است.