برگردان به زبان ساده
با چنان وحشت ز شوق رحمت آمرزگار
روز مرگم هست چون شام غریب روزه دار
هوش مصنوعی: در روز مرگم، به شدت از شوق رحمت و آمرزش خداوند وحشت دارم، درست مانند کسی که در شب غریب، روزهدار است و منتظر افطار.
خوش گرفتار طلسمات علایق گشته یی
در شکست آن ترا لوحیست هر سنگ مزار
هوش مصنوعی: تو در دام عشق و احساسات گرفتار شدهای، و برای رهایی از این وضعیت، سنگ مزار تو به نوعی مثل یک لوحی است که به یادآوری از این شکست تبدیل شده است.
مرد در پیری ز اندک سختیی یابد شکست
زآب و رنگ افتد نگین، وقتی که گردد نامدار
هوش مصنوعی: مرد در دوران پیری از اندکی مشکلات و دشواریها احساس ناامیدی میکند. مانند این است که نگین جواهر در اثر گذر زمان و فشار، رنگ و زیبایی خود را از دست میدهد، حتی اگر در اوج شهرت باشد.
عقل اگر قاضی است، بر بی اعتباریهای عمر
محضری پر مهر باشد، صفحه هر لاله زار
هوش مصنوعی: اگر عقل قاضی است، باید به کتمانهای زندگیام توجه کند و بر نامعتبر بودن آنها مهر تأیید بگذارد. هر صفحهای از گلزار زندگیام حکایت از این موضوع دارد.
همچو حلوائی که بهر مرده سامان میکنند
هست شیرین کاری از دل مردگانم ناگوار
هوش مصنوعی: همچو حلوائی که برای مرده آماده میکنند، کارهای شیرینی که از دل زندگان انجام میدهم، برایم ناخوشایند است.
گر ز بیقدری، کسی امروز ما یاد نکرد
یاد ما بسیار خواهد کرد واعظ روزگار!
هوش مصنوعی: اگر امروز به خاطر بیارزشی ما کسی یاد نکند، در آینده، واعظ زمان به یاد ما خواهد افتاد.