برگردان به زبان ساده
دل که باشد نشیمن غم یار
غم دنیا در آن نیابد بار
هوش مصنوعی: اگر دل جایگاه غم یار باشد، وضعیت غم دنیا در آن جا دیگر جایی نخواهد داشت و نمیتواند در آنجا سنگینی کند.
سرکه از عشق سربلندی یافت
نرود زیر بار منت دستار
هوش مصنوعی: سرکه به خاطر عشق و محبت به جایگاه والایی دست پیدا کرده و دیگر زیر بار زحمت و سختی نمیرود.
درد، کهسار کشور عشق است
دل ز غیرت پلنگ آن کهسار
هوش مصنوعی: درد و رنج، کوهستانی است در سرزمین عشق، و دل به مانند پلنگی با غیرت، از آن کوهستان محافظت میکند.
نکنی روترش، ز تلخی غم
ز آنکه غم شربتست و، دل بیمار
هوش مصنوعی: اگر تو به تلخی غم توجه نکنی، به این خاطر که غم مانند شربتی است برای دل بیمار.
دل آگاه نیست بی تب عشق
شمع سوزد ز دیده بیدار
هوش مصنوعی: دل نمیتواند بدون آگاهی از عشق تاب بیاورد؛ همچون شمعی که از چشمی بیدار میسوزد.
در ره او ز پا نمی افتی
اگر افتد ترا بسر این کار
هوش مصنوعی: اگر در مسیر او قدم برداری، هرگز از پا نمیافتی؛ اما اگر به این کار متکی باشی، ممکن است به زمین بیفتی.
پای افگنده یی چه بر سر پا؟
کار افتاده است، بر سر کار!
هوش مصنوعی: کسی که پایش را بلند کرده است، چه بر سر پای خود میگذارد؟ کار او به پایان رسیده و دیگر بر سر کار نیست!
زهد خشکی بجای مانده ز تو
برده آب رخت ز بس کردار
هوش مصنوعی: خشکاندیشی و زهد سطحی تو باعث شده که زیبایی و جذابیت از تو دور شود، چرا که اعمال ناپسند و رفتارهای نادرست تو طراوت و شادابیات را از بین برده است.
بدل آب رو کنون واعظ
عرق خجلتست و گریه زار
هوش مصنوعی: واعظ حالا دچار خجالت و ناراحتی شده و اشک میریزد؛ او در تلاش است تا روح پاک و تازهای را نشان دهد.