غنچه سالی خون خورد، تا چهرهای گلگون کند
در چنین محنتسرا، دل شادمانی چون کند؟!
خودنمایی زیر چرخ فتنه بار از عقل نیست
از سبکمغزی حباب از بحر سر بیرون کند
بس که عنقا داشت عار از شهرت خود در جهان
در میان خلق نتوانست سر بیرون کند
میکند دل را مکدر، صحبت اهل نفاق
با دورویان جهان، آیینه یارب چون کند؟!
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
غنچه سالی خون خورد، تا چهرهای گلگون کند