برگردان به زبان ساده
عارف اگرچه بیغم دل دم نمیزند
هردم چه خندهها که به عالم نمیزند
هوش مصنوعی: عاشق و عارف اگرچه از غم دلش حرف نمیزند و نشان نمیدهد، اما در دل خندههای زیادی برای دنیا و مردم دارد.
در خامشی بگیر سبق از کتاب، کو
با صد لب و هزار سخن دم نمیزند
هوش مصنوعی: در سکوت و آرامش، از کتابی که هیچگاه صحبتی نمیکند و تنها با هزار زبان و هزار حرف در دل خود دارد، الهام بگیر.
آگه شود اگر ز مکافات ضرب و زور
من بعد شاه سکه به درهم نمیزند
هوش مصنوعی: اگر کسی از عواقب سختیها و فشارهای من آگاه شود، بعد از آن دیگر شاه، سکه به درهم تبدیل نخواهد کرد.
آن را که خواب مرگ بود در نظر مدام
چون شمع تا سحر مژه بر هم نمیزند
هوش مصنوعی: کسی که به خواب مرگ فرو رفته، مانند شمعی است که تا صبح چشم برهم نمیزند.
آید سخا ز مردم درویش بیشتر
چینی چو کوزههای گلین نم نمیزند
هوش مصنوعی: سخاوت و generosity از جانب مردم نیازمند بیشتر میآید، مانند کوزههای سفالی که اگر یکبار نم بزنند، به خوبی آب را درون خود نگه میدارند.
ای شمع، زیر چرخ چه اظهار خوشدلی است؟
کس گل به سر به محفل ماتم نمیزند!
هوش مصنوعی: ای شمع، زیر آسمان چه نیازی به خوشحالی است؟ هیچکس در مجلس سوگواری، گل به سر نمیگذارد!