برگردان به زبان ساده
حرفی اگر بعاشق بیتاب میزند
شرمش تپانچه بر گل سیراب میزند
هوش مصنوعی: وقتی کسی با دلباختهای بیصبر و شکیبایی صحبت میکند، این کارش مانند این است که با تپانچهای به گلی آببارانخورده شلیک کند، که هم نشانه بیرحمی است و هم لحظهای دلخوری از زیبایی و لطافت آن.
یک چشم دیده است در آیینه خویش را
بر چهره اش هنوز عرق آب میزند
هوش مصنوعی: یک چشم خود را در آینه میبیند و هنوز بر چهرهاش عرقی نشسته است.
کرده است چشم مست تو میخانه ها خراب
ساغر بطاق ابروی محراب میزند
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو باعث ویرانی میخانهها شده است، و با ابروی شکوهمندت به مانند محراب، جام را به دست میزنی.
تابد چو ماه عارض او از نقاب شب
آتش رخش بخرمن مهتاب میزند
هوش مصنوعی: زمانی که چهره او مانند ماه از زیر پوشش شب نمایان میشود، روشنایی چهرهاش بر دشت مهتاب میتابد.
از بار درد بسکه گران است کشتی ام
دریا گر بجبهه ز گرداب میزند
هوش مصنوعی: کشتی من به خاطر سنگینی بار درد بسیار، به شدت در دریا در حال نوسان است، حتی اگر از چالههای عمیق به سمت جلو حرکت کند.
بر چرخ رفت درد دل عندلیب زار
شبنم کنون بر آتش گل آب میزند
هوش مصنوعی: پرندهای نگران در شب، غم دل خود را با صداهایش برمیافزاید و اکنون، گلها در آتش احساساتش درد را کاهش میدهند.
افکار واعظ ارچه خزف ریزه یی است چند
طعن صفا ولی به در ناب میزند
هوش مصنوعی: افکار وعاظ هر چند که ظاهرش کم ارزش است، اما در نهایت سخن راست و واقعی را به خوبی منتقل میکند.