برگردان به زبان ساده
یار در نکته سرایی نه ز کس میماند
حرف در شهد لب او چو مگس میماند
هوش مصنوعی: دوست در بیان نکتهها هیچگاه تنها نمیماند و همیشه افرادی به حرفهای او گوش میدهند. مانند مگس که همواره از شهد لب او دور نمیشود.
گیردش آینه چهره ز نظاره غبار
در رخ او نگه ما به نفس میماند
هوش مصنوعی: به خاطر نگاه کردن به چهرهاش، آینه تصویر او را میسازد، اما غبار روی چهرهاش مانع از آن میشود که ما به وضوح او را ببینیم و نگاه کردن به او باعث میشود نفسمان در سینه حبس شود.
روی خود بسکه خراشیدم از دست غمش
خانه آیینه من، به قفس میماند
هوش مصنوعی: بیش از حد به خودم آسیب زدم و از درد عشقش عذاب کشیدم، به طوری که حالا حالتم مانند قفسی شده که در آن آیینهای وجود دارد.
نیست روزی که کدورت بدل ما نرسد
صبح بر آینه ما به نفس میماند
هوش مصنوعی: هر روز، کدورت و ناراحتی به دل ما میرسد و صبح، به مانند نفس بر آینه، اثر آن بر ما باقی میماند.
نیست غیر از سر زانو شب و روزش بالین
سر شوریده واعظ به جرس میماند
هوش مصنوعی: جز سر زانو جایی نیست که در شب و روز بر روی آن استراحت کنم. واعظ در حال ناله و فریاد است و صدای جرسی که به صدا درمیآید، مشابه پرتحرکی و بیتابی من است.