برگردان به زبان ساده
بشکفان چون غنچه، چشم از خواب در بستان صبح
جام هشیاری بکش در بزم گلریزان صبح
هوش مصنوعی: چشمهایت را در صبح بیدار کن و مانند گلهایی که در بهار شکوفا میشوند، به زندگی و زیبایی اطراف توجه کن. از لذت بزم و شادی صبحگاهی بهرهمند شو و از زیباییهای طبیعت نهایت استفاده را ببر.
در ته خاکستر شب، همچو اخگر تا به کی؟
شعلهور کن آتش سوز دل از دامان صبح
هوش مصنوعی: در عمق خاکستر شب، مثل یک آتش خفته، تا کی باید به این حالت ادامه داد؟ بگذار که آتش عشق و روحی که در دل دارم، با آغاز صبح دوباره زنده شود.
همچو شکر آب شو در شیر نور صبحگاه
تا به کام دل رسی از فیض بیپایان صبح
هوش مصنوعی: مانند شکر در شیر، استحاله شو و با نور صبحگاه یکی شو تا از نعمت بیپایان صبح به خواستهها و آرزوهایت دست یابی.
گل ز فیضش، گوهر شبنم به دامن میبرد
دامنی پر کن تو نیز از ریزش احسان صبح
هوش مصنوعی: گل به خاطر نعمت و زیباییاش، شبنم را به دامنش جذب میکند، تو هم از فضائل و بخششهای صبح بهرهمند شو و دامنی پر از آنها بیفکن.
خیز ای دل، وقت بار عام عرض مطلب است
چون برآید پادشاه فیض بر ایوان صبح
هوش مصنوعی: بیدار شو ای دل، این زمان، زمانی مناسب برای بیان آرزوها و خواستههاست، زیرا وقتی که قدرت و نعمت الهی در روشنایی صبح نمایان میشود، فرصتی بینظیر برای ابراز افکار و احساسات فراهم میشود.
چون بود پژمردگی را بر گل خورشید دست؟
خورده آب از جویبار فیض بیپایان صبح
هوش مصنوعی: زمانی که گلها پژمرده شوند، آیا دست خورشید به آنها میرسد؟ زیرا آب از جویبار بیپایان صبح به آنها میخورد.
چشم یعقوب جهان پیر روشن میشود
بشنود چون بوی فیض از یوسف کنعان صبح
هوش مصنوعی: چشم یعقوب، که نماد امید و انتظار است، به خاطر بوی خوش فیض و نعمت از فرزندش یوسف دوباره روشن میشود و زندگیاش پر از نور و خوشبختی میشود.
از فروغش چشم اگر پوشند انجم، دور نیست
چون کف موسی است نور چهره تابان صبح
هوش مصنوعی: اگر ستارهها هم چشمانشان را از درخشش او بپوشانند، دور نیست که نور چهره ی روشن صبح به مانند دست موسی نمایان شود.
هر سحر بر روز ما دلمردگان خفتهبخت
اشک گلگونیست مهر از دیده گریان صبح
هوش مصنوعی: هر صبح، برای ما که دلمردگان و بدشانس هستیم، اشکی مانند گلبرگهای شکفته وجود دارد که از چشمهایمان به خاطر آمدن روز میریزد.
دید ملک عالمی در قبضه تسخیر خویش
پنجه خورشید تا زد دست در دامان صبح
هوش مصنوعی: ملک عالم را در کنترل خود دیده و دستش را به سوی صبح دراز میکند تا با نور خورشید درآمیخته شود.
مرگ خواب غفلتش نزدیک نتواند شدن
دل چو نو شد آب فیض از چشمه حیوان صبح
هوش مصنوعی: مرگ به خواب غفلت انسان نزدیک نمیشود، هنگامی که دل مانند آبی تازه از چشمه حیات در صبح زنده و شاداب است.
دیده روشنضمیران، یک نفس بیگریه نیست
اشک شبنم را ببین، از دیده گریان صبح
هوش مصنوعی: افراد با دیدگاههای روشن و نزدیکی به حقیقت، حتی برای یک لحظه هم گریه را ترک نمیکنند. گریهای که در غم شب است را ببین، همانند اشکهای صبح که به خاطر گریان بودن بوجود آمدهاند.
هرکه را سوزیست در دل، از جبینش روشن است
ز آتش خورشید باشد جبهه تابان صبح
هوش مصنوعی: هر کسی که در دل خود احساس سوز و تپش دارد، نشان آن بر پیشانیاش روشن است. مانند اینکه چهرهاش درخشش و تابش صبحگاهی را دارد که ناشی از آتش روشن خورشید است.
ای که دایم غنچه خسب خواب غفلت گشتهای
بشکفان خود را چو گل از فیض بیپایان صبح
هوش مصنوعی: ای کسی که همیشه در خواب غفلت هستی، خود را مانند گل در صبحی بیپایان بگشای و شکفته شو.
ای که مینالی ز دست طالع خود روز و شب
بخت خود بیدار ساز از ناله و افغان صبح
هوش مصنوعی: ای کسی که روز و شب از بدشانسی و تقدیر خود شکایت میکنی، بختت را بیدار کن و از ناله و زاری صبح به خود بیا.
ای که میگویی ز تخم سعی خرمنها برم
حرف خود را سبز کن از اشک چون باران صبح
هوش مصنوعی: ای کسی که میگویی از تلاش و کوشش خود به نتیجههایی بزرگ دست پیدا میکنی، حرفهایت را با احساسات و اشکهایت مانند باران صبح زنده و جاندار کن.
واعظ از بس فیض دارد گفتوگوی صبحدم
میتوان صد عمر کردن گفتوگو در شان صبح
هوش مصنوعی: واعظ به قدری از رحمت و برکت برخوردار است که میگوید: گفتوگو در صبح زود به قدری ارزشمند است که میتوان در مورد آن به مدت صد عمر صحبت کرد.