برگردان به زبان ساده
فصل شباب رفت و، نیامد بکار هیچ
فیضی نیافتیم ازین نوبهار هیچ
هوش مصنوعی: فصل جوانی ما تمام شده و دیگر به کار ما نمیآید. از این بهار جدید هم هیچ بهرهای نبردهایم.
دنیای شوم را نبود، هیچ اعتبار
با آنکه کس از او نگرفت اعتبار هیچ
هوش مصنوعی: در این دنیا که پر از بدیهاست، هیچ چیزی اهمیت ندارد، چرا که هیچ کس از او ارزش یا اعتبار نمیگیرد.
از بسکه این جهان نبود دلنشین مرا
در دل نمی نشیند ازو جز غبار هیچ
هوش مصنوعی: این جهان به اندازهای برای من دلنشین نیست که هیچ چیزی جز غبار در دل و یادم باقی نمیماند.
در پیش زرپرست که فکرش همه زر است
باشد شمار زر، همه روز شمار هیچ
هوش مصنوعی: در حضور کسی که فقط به طلا و ثروت فکر میکند، ارزش و شمارش طلا اهمیت دارد و هیچ چیز دیگری برایش مهم نیست.
آخر هوای نفس تو، آه ندامت است
زین می ندیده است کسی جز خمار هیچ
هوش مصنوعی: در پایان، خواستههای نفسانی تو، تنها حسرت و ندامت را به همراه دارد. هیچکس غیر از شخصی که در دام این نوشیدنی گرفتار شده، این حالت را تجربه نکرده است.
واعظ نبوده بی تب و لرز از برای رزق
بر وی نشد هوای جهان سازگار هیچ
هوش مصنوعی: واعظی که در حین تأمل درباره روزی، اضطراب و لرزش نداشته باشد، نمیتواند در این دنیا هیچ حس سازگاری نسبت به زندگی داشته باشد.