برگردان به زبان ساده
چندین بزینت بدن ای خودنما مپیچ
بر خویشتن ز فکر قبا چون قبا مپیچ
هوش مصنوعی: چندین بار خودت را به زیبایی بیارای، اما به خودت نپیچ و غم خویشتن را فراموش کن، مثل قبا که نباید پیچیده شود.
ما در تلاش خلعت عریانی از خودیم
ای فکر جامه، این همه بر دست و پا مپیچ
هوش مصنوعی: ما در تلاشیم تا از قید و بندهای دنیوی رهایی یابیم، ای اندیشهای که ما را به زینتها وابسته میکنی، این همه درگیر و گرفتار نشو.
گلدسته بند خاطر ما زلف او بس است
ای رشته حیات، تو خود را به ما مپیچ
هوش مصنوعی: گلدستهای که به یاد ما میآید زلف او کافی است. ای عامل زندگی، خودت را به ما گره نزن.
ما را به درد ما بگذار، ای طبیب عقل
با جان نازپرور ما، ای دوا مپیچ
هوش مصنوعی: ای طبیب، ما را بر دردهای خود بگذار؛ تو که عقل ما را با روح لطیفمان پرورش دادهای، لطفاً دارو را دور نریز.
مرگت گلاب روح کشد از گل بدن
بر خویشتن چو غنچه ز بیم فنا مپیچ
هوش مصنوعی: حضور مرگ، روح را مانند گلابی که از گل استخراج میشود، از بدن خارج میکند. بنابراین، مانند یک غنچه که به خاطر ترس از نابودی در خود نمیپیچد، نباید به خاطر این ترس در خودت جمع شوی.
منزل طلب کنی، بقدر ده عنان خویش
خواهی که سر بجای بود، از قضا مپیچ
هوش مصنوعی: اگر در جستجوی مقصدی باشی، باید به اندازه ده اسب خود بتازید و تلاش کنی که سرنوشت را تغییر ندهی.
واعظ برای رزق مقدر، به خویشتن
با اشک و ناله این همه چون آسیا مپیچ
هوش مصنوعی: ای روحانی، بابت روزی که برایت مقدر شده، چرا اینقدر با اشک و ناله به خودت میپیچی مثل دانهای که در آسیاب میچرخد؟