برگردان به زبان ساده
خود هیچ و، نقاب از خط شبرنگ گرفته است
برما شکرین لعل تو، پر تنگ گرفته است
هوش مصنوعی: هیچ چیز واقعی وجود ندارد و فقط ظاهری فریبنده به ما ارائه شده است. زیبایی وجود تو به قدری دلنشین است که حتی باعث میشود ما به تنگنا بیفتیم و به آن دل ببندیم.
ترسم ندهد حصه به اعضای دگر هیچ
دل، درد تو را سخت ببر تنگ گرفته است
هوش مصنوعی: من نگرانم که هیچکس دیگری هم نتواند از عشق و درد تو بهرهمند شود، زیرا دل من به شدت از رنج تو آزار میبیند و فشرده شده است.
باشد غرضش دل، که ز ابرو مژگانست
پیوسته کمانی بسر چنگ گرفته است
هوش مصنوعی: غرض او دل است و مژگانش مانند کمان دائماً در حال تیراندازی است.
آن حسن غنی طبع، که من دیدم از آن شوخ!
از باده چسان که مأوی بته سنگ گرفته است
هوش مصنوعی: آن زیبای باعظمت که من از او دیدم، همانقدر سرزنده و شاداب است که بر سنگهای خشک، شراب جا خوش کرده است.
دارد بزبان پند و، بدل بند علایق
واعظ ز جهان گوشه از این ننگ گرفته است
هوش مصنوعی: واعظ به زبان خود نصیحت میکند و از محبتهای دنیایی دوری کرده است، او از این رسوایی که در دنیا وجود دارد، کنارهگیری کرده است.