بی فکر تو، ناپاک دل از لوث جهان است
بی ذکر تو، دل خانه بی آب و روان است
از ما سخن خال و خط امروز بود زشت
حرف گل رخسار، گل شمع زبان است
برخیز که آمد به سرت مرگ سبکخیز
هرچند که بر خاطرت این حرف گران است
جز فتنه نزاید چو زبان شد بسخن جفت
شور و شر عالم همه فرزند زبان است
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بی فکر تو، ناپاک دل از لوث جهان است
بی ذکر تو، دل خانه بی آب و روان است