برگردان به زبان ساده
تیری که از کمان نگاه تو جسته است
چون ناوک فراق دل ما شکسته است
هوش مصنوعی: تیری که از کمان چشم تو پرتاب شده، مانند نشانهای است که دوری و جدایی دل ما را شکسته و به ما آسیب رسانده است.
صیاد تیرافکن و آهوست چشم تو
این طرفه آهویی که با مردم نشسته است!
هوش مصنوعی: چشم تو مانند آهوست که در کنار مردم نشسته، و تو صیاد ماهری هستی که میتوانی آن را شکار کنی.
کس نیست در جهان که نباشد اسیر تو
یک دل ز بند حلقه زلفت نرسته است!
هوش مصنوعی: هیچکسی در دنیا نیست که اسیر جذابیت تو نباشد و دلش به زنجیر زیبایی موهایت گرفتار نشده باشد!
تا کردهایم یاد کمان دو ابرویت
پیکان غم به سینه ما دستهدسته است
هوش مصنوعی: از زمانی که به یاد کمان دو ابرویت افتادهایم، غمها مانند تیرهایی به سینه ما هجوم آوردهاند.
خالی است بر لب تو او یا زاغ در چمن
یا هندویی که بر لب کوثر نشسته است؟!
هوش مصنوعی: لبهای تو خالی از کلمات هستند؛ آیا شبیه زاغی در چمن هستند یا به مانند هندوئی که بر کناری از کوثر نشسته؟
در محفلی که ساز بم و زیر وصل توست
صوت «فراق » ناخن مطرب شکسته است!
هوش مصنوعی: در جایی که همه چیز به شادی و جوش و خروش وصل تو مربوط میشود، صدای جدایی و فاصله همچون صدای یک ساز خراب و شکسته به گوش میرسد.
مد نگه به سایه مژگان انتظار
چون عنکبوت خانهام از موی بسته است
هوش مصنوعی: ماه نورانی چشمانت را به دقت نگاه میکنم، چون تارهای عنکبوت در خانهام از موهای تو بسته شدهاند.
نبود سواد خط عذارش برات ما
دود و غبار آتشین دلهای خسته است!
هوش مصنوعی: عدم آگاهی از وضعیت او برای ما چون دودی و گرد و غباری است که از آتش دلهای خسته و ناراحت برمیخیزد.
طغرل غلام مصرع زیبای بیدلم
آسودگی ز کشور ما بار بسته است
هوش مصنوعی: طغرل، بندهی مصرع زیبا و دلزدهام، از کشور ما دوری جسته و به آرامش نرسیده است.