برگردان به زبان ساده
دلبرم پُر پُرجفا افتاده است
دور ز آیین وفا افتاده است
هوش مصنوعی: عشقم، به شدت به من ظلم کرده و از اصول و رفتارهای وفاداری فاصله گرفته است.
بر دلم از ناوک بیباک او
صد هزاران زخمها افتاده است
هوش مصنوعی: دل من از تیرهای بیپروای او پر از زخمهای متعددی شده است.
در ره عشقش چو من بسیار کس
از گرفتاری ز پا افتاده است
هوش مصنوعی: در مسیر عشق او، مانند من، افراد زیادی به خاطر مشکلاتشان از پا افتادهاند.
در هوای وصلش از دور الست
بر سرم این ماجرا افتاده است
هوش مصنوعی: در هوای دیدارش، از زمان آغازین هستی، این داستان برای من رخ داده است.
زاهدا از قسمت روز ازل
مغ مرا مسجد تو را افتاده است!
هوش مصنوعی: ای زاهد، به خاطر مقدر شدن سرنوشتم، از آغاز زمان، مغز و جان من در دل مسجد تو قرار گرفته است!
قرعه دریاکشی با نام من
از خط کلک قضا افتاده است
هوش مصنوعی: در سرنوشت من، حذف نام من از میان تقدیر و قسمت، نشان میدهد که زندگیام تحت تأثیر ناشناختهها و وقایع بزرگتر قرار گرفته است.
طغرل از زیر و بم اشعار تو
ساز مضمون در صدا افتاده است
هوش مصنوعی: طغرل با شعرهای تو به خوبی آشنا شده و توانسته است مضامین آن را در صدایش به کار ببرد.