برگردان به زبان ساده
چو گل زین باغ یک دل غرق خونم
کس آگه نیست از راز درونم!
هوش مصنوعی: مانند گلی در این باغ، دل من پر از خون است و کسی از رازهای درون من خبر ندارد!
پریشانم شبیه زلف لیلی
مثال بخت مجنون واژگونم!
هوش مصنوعی: در دل شب پریشان و آشفتهام، همچون زلفهای لیلی، شبیه کسی هستم که بختش شکسسته و در وضعیت نامناسبی قرار دارد.
مپرسید از من و افسانه من
خراب آن دو چشم پرفسونم!
هوش مصنوعی: از من دربارهی داستان و دلمشغولیام نپرس، زیرا آن دو چشمان جذاب و افسونگر مرا نابود کردهاند.
منم امروز حسان معانی
به فن خویش ز افلاطون فزونم!
هوش مصنوعی: من امروز در هنر خود به اندازه حسان معانی دانش دارم و حتی از افلاطون هم بیشتر!
معمای مرا هر کس نفهمد
که من این بیشه را شیر حرونم!
هوش مصنوعی: هر کسی که نتواند راز من را درک کند، باید بداند که من مانند شیر در این جنگل هستم.
نمایم حل مشکلهای باریک
کلید قفل فکر ذوفنونم
هوش مصنوعی: من توانایی حل معماها و مشکلات پیچیده را دارم و میتوانم به قفلها و رازهای فکری دست یابم.
ندانی مطلبم حالم ندانی
اگر دانی همی دانی که چونم!
هوش مصنوعی: تو از حال من بیخبری، حتی اگر هم خبری داشته باشی، باز نمیتوانی بفهمی که وضعیت من چطور است.
مرا خوانند خلاقالمعانی
نبودم قبل ازین اما کنونم!
هوش مصنوعی: میگویند من خالق معانی هستم، در حالی که قبل از این چنین نبودم، اما حالا اینگونه شدهام!
نروید همچو من رمز آشنایی
درین کشور به عهد صد قرونم!
هوش مصنوعی: در این سرزمین، راز آشنایی را مانند من نپرورید که سالها و قرنها در دل آن نهفته است!
نشان من حریف تیر کس نیست
محک را کی عیار آزمونم؟!
هوش مصنوعی: من نشانی از کسی ندارم که با تیرش با من رقابت کند، حالا چگونه باید قدرت و مهارت خود را آزمایش کنم؟
اگر با فضل گشتی رتبه حاصل
در آغوش قمر بودی سکونم
هوش مصنوعی: اگر به علم و دانش دست یابی، مقام و مرتبهات بالا میرود و در کنار زیبایی و روشنایی، آرامش و سکون را تجربه میکنی.
ولیکن چرخ باشد سفلهپرور
اسیر قید این گردون دونم!
هوش مصنوعی: اما چرخ روزگار، افراد ناچیز را در چنگال خود نگه میدارد و این دنیای پست را میشناسم!
قماش فضل را نبود خریدار
ازین سودا به سر ریزد جنونم!
هوش مصنوعی: فایده بزرگی که ارزش خریدن داشته باشد، وجود ندارد و از این وضعیت، دیوانه میشوم!
مرا کلک قضا بنوشت طغرل
سواد صفحههای کاف و نونم
هوش مصنوعی: سرنوشت من به گونهای رقم خورده که زندگیام شبیه به نوشتهای است که بر روی صفحات کاف و نون حک شده است.