برگردان به زبان ساده
ناله همان به که ز دل سر کنم
گوش فلک را ز فغان کر کنم!
هوش مصنوعی: بهتر است که با صدای دلنشین نالهای سر دهم تا گوش آسمان را با فریاد خود کر کنم!
طفل دبستان جنونم کنون
نسخه دیوان غم از بر کنم
هوش مصنوعی: کودک دبستان، اکنون دیوان غم را از حفظ میخواند و برمیگرداند.
دهر شود صفحه نیستان قلم
تا غم عشاق به دفتر کنم!
هوش مصنوعی: زندگی همچون یک کتاب است و من میخواهم صفحهاش را به عشق و غم عاشقان اختصاص دهم.
دم به دم از شوق چو مینای می
سجده تعظیم به ساغر کنم
هوش مصنوعی: هر لحظه از شوق، مثل مینای خوشحال، برای نوشیدن شراب، به احترام جام سر به زیر میگذارم.
رشحه ابر کرمش این بود
جبهه خود را ز عرق تر کنم!
هوش مصنوعی: بارش رحمت الهی باعث شد که من جبههام را از عرق خیس کنم!
نیست دگر بدرقهای جز امید
در ره این بادیه رهبر کنم
هوش مصنوعی: تنها چیزی که در این مسیر سخت میتواند همراه من باشد، امید است و من به این امید ادامه میدهم.
میرسدم رتبه اورنگ غم
خاک کف پای تو افسر کنم
هوش مصنوعی: به جایی میرسم که به خاطر غم فراق تو، خاک پای تو را مانند مرکب و زینتی برای خودم میسازم.
بر ورق شرح پریشانیام
زلف تو را رشته مستر کنم
هوش مصنوعی: در نوشتهام از شوق و درد دل و پریشانیام، موهای تو را به گونهای توصیف میکنم که گویی در حال بافتن و گره زدن آنها هستم.
به که به باغ از قد چون سرو تو
ترک تماشای صنوبر کنم
هوش مصنوعی: بهتر است که از تماشای درخت صنوبر صرفنظر کنم و به باغی بروم که قد و قامت تو مانند سرو زیباست.
بر رخ نبض رگ گل همچو مهر
سایه مژگان تو نشتر کنم
هوش مصنوعی: بر روی گلبرگها، همچون مهر تابان، با سایه مژگان تو، دلم را چنان میزنم که گویی میخواهم زخم بزنم.
کردی تو یک جلوه درین چشم باز
رقص ز شادی چو کبوتر کنم!
هوش مصنوعی: تو با نمایشی که در چشمانم کردی، از شادی مانند کبوتر رقص میکنم!
سایهصفت سوی تو ز افتادگی
پای ندارم قدم از سر کنم!
هوش مصنوعی: به خاطر احترامی که برای تو قائل هستم، نمیتوانم به سمت تو بیاحترامی کنم یا گامی در خلاف این احساس بردارم.
باد به شمشیر تو خونم حلال
گر سر مو حرمت این سر کنم!
هوش مصنوعی: اگر باد به شمشیر تو اجازه دهد که خونم را بریزد، من برای حرمت موهایم سرفرود میآورم.
از هنر صیرفی نطق خویش
حلقه به گوش سخن از زر کنم!
هوش مصنوعی: من با هنر بیان خود مثل یک کارگر طلا، کلمات را با دقت و زیبایی میسازم و به گوش دیگران میرسانم.
طغرل مخمور می بیدلم
باده ندارم که به ساغر کنم!
هوش مصنوعی: طغرل مست را میبینم و خودم هم شراب ندارم که در جام بریزم!