برگردان به زبان ساده
بیا ای باعث شور جنونم
که چون زلف دلاویزت نگونم!
هوش مصنوعی: بیا ای کسی که باعث دیوانگی من شدهای، زیرا من مانند زلف جذابت به زمین افتادهام!
تویی آن شاهد شیرین تکلم
من آن فرهاد کوه بیستونم
هوش مصنوعی: تو آن معشوق زیبا و شیرینی هستی که با سخنانت دل مرا نوازش میکنی، و من همان فرهاد هستم که برای رسیدن به تو، کوه بیستون را میشکافم.
اگرچه دورم از وصلت ولیکن
دلیل شوق باشد رهنمونم
هوش مصنوعی: هرچند از وصال و نزدیکیات دور هستم، اما دلیل شوق من، همچنان راهنمای من است.
نپرسیدی ز احوالم که چون است
بیا بنگر که بیروی تو چونم!
هوش مصنوعی: نپرسیدی حال و روزم چگونه است، بیا و خودت ببین که بدون تو چه حال و روزی دارم!
نگفتی درگه پیمان و سوگند
که باشد با تو در اینجا سکونم
هوش مصنوعی: تو نگفتی که آیا در اینجا با تو بیخبر و بیتفاوت خواهم ماند یا نه.
هنوزم در وفا تسلیم نآری
چو کردی در جفاها آزمونم
هوش مصنوعی: هنوز هم در عشق و وفاداری تسلیم نشدهای، همانطور که با کارهای بیرحمانهات مرا آزمایش کردی.
کجا شد عهد و پیمانی که کردی؟!
فریبیدی به تلبیس و فسونم!
هوش مصنوعی: کجا رفت آن وعده و پیمانی که با من داشتی؟! مرا با ترفند و فریب خود گول زدی!
به فرمان غمت از من چه سر زد
که افکندی چنین خوار و زبونم؟!
هوش مصنوعی: غم تو باعث شد که چه بلاهایی بر من نازل شد و چگونه مرا ذلیل و درمانده کردی؟!
خیال سوزن مژگانش طغرل
رفو سازد همه چاک درونم!
هوش مصنوعی: تصور خرج کردن مژههای او، مانند یک طغرل (پرندهای زیبا)، همه زخمها و دردهای درونم را رفع میکند.