برگردان به زبان ساده
بنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم
بکشا ز غمزه تیری که جگر کند فگارم
هوش مصنوعی: به من چهرهات را نشان بده که سایهات از دل من آرامش را گرفته است. با نگاه لطیف و جذابت، قلبم را جریحهدار کن.
قلمم که کاتب صنع به ازل نمود طغرا
رقم نخست عشقت بنوشت در کنارم
هوش مصنوعی: قلم من که از ابتدا آفرینش را نوشت، اولین نشانه عشق تو را در کنار من ثبت کرد.
اگر از عبیر زلفت خبری صبا بیارد
به نوید مژده او من زار جان سپارم
هوش مصنوعی: اگر نسیم صبحگاهی پیامی از عطر زلف تو بیاورد، من برای شنیدن آن خبر خوش جانم را فدای عشق میکنم.
چه شود خرامی ای گل سوی گلشن محبت
به رهت ز دیده آبی زده چشم اشکبارم
هوش مصنوعی: ای گل، چه میشود اگر با ناز به سمت باغ محبت بیایی؟ اشکهای چشمانم به خاطر تو بر روی زمین میریزد.
الم سموم هجرت به خزان دهد گلم را
به تصور وصالت ز خزان دمد بهارم
هوش مصنوعی: هوا و شرایط سخت هجرت، به گل من مانند سرمای پاییز آسیب میزند، اما با تصوری که از وصال محبوب دارم، بهاری دوباره در قلبم دمیده میشود.
نه تصوریست دیگر به دل حزین طغرل
که به جز هوای عشقت ز همه نموده عارم
هوش مصنوعی: دل غمگین طغرل دیگر هیچ تصوری ندارد و تنها آرزویش عشق توست و از همه چیز دیگر دلزده است.