برگردان به زبان ساده
بید مجنون را به جز آشفتگی از بر چه حظ؟!
از صدای نغمه بلبل به گوش کر چه حظ؟!
هوش مصنوعی: شجرهای همچون بید مجنون، فقط از آشفتهحالی خود بهرهای میبرد و از صدای دلنواز بلبل، کسی که ناشنواست، هیچ لذتی نمیبرد.
فرش مجنون کسوت خاک در لیلی بود
گر نه منظورش بود لیلی ز خاک در چه حظ؟!
هوش مصنوعی: مجنون لباس خاکی خود را برای لیلی به تن کرده بود. اگر هدفش لیلی باشد، پس چه لذتی در خاک و زمین وجود دارد؟
فکر عقبا کن بود شمع دلیل راحتت
اهرمن را جز ندامت از صف محشر چه حظ؟!
هوش مصنوعی: به آینده و عاقبت خود بیندیش، زیرا نور شمعی که به تو آرامش میدهد، در واقع میتواند برآوردهکنندهی ندامت تو از عذابهای روز قیامت باشد. در اینجا، از صف محشر چه بهرهای خواهی برد وقتی که تنها حسرت در دلت باقی مانده باشد؟
کوهکن از عشق شیرین جان شیرین میکند
جز صدای تیشه اندر گوش او دیگر چه حظ؟!
هوش مصنوعی: کوهکن به خاطر عشق، روحش را شیرین میکند. اما جز صدای تیشهای که در گوشش میپیچد، چه لذتی میبرد؟
دم به دم گردد ز خونم جوهر تیغش فزون
خون نباشد تیغ را از جلوه جوهر چه حظ؟!
هوش مصنوعی: با هر لحظه که میگذرد، از خون من قدرت تیغ او بیشتر میشود. اگر خون نباشد، تیغ از زیبایی جوهرش چه بهرهای خواهد داشت؟
ای که تاج سلطنت داری عدالت پیشه کن
گر سلوک عدل نبود شاه را زافسر چه حظ؟!
هوش مصنوعی: ای کسی که بر سر تاج سلطنت نشستهای، بهتر است که عدالت را در پیش بگیری. اگر پادشاهی رفتار عادلانه نداشته باشد، چه فایدهای از تاج و تخت خواهد داشت؟
تخم حنظل گر بود در نبض امراضت دوا
در مذاقت ز التیام مرهم شکر چه حظ؟!
هوش مصنوعی: اگر تخم حنظل در نبض بیماریات باشد، آیا در طعم درمان مرهم شیرین چه لذتی وجود دارد؟
بستر ناز است فرش چشم بیمارش ولی
پهلوی بیمار را از راحت بستر چه حظ؟!
هوش مصنوعی: بیمار روی فرشی خوابیده که از چشم او نازک و زیبا شده است، اما با وجود این زیبایی و راحتی بستر، او از درد و بیماری نمیتواند بهرهای از آرامش و آسایش ببرد.
صفحه دل را تو مستر زن برای مدعا
بیسواد مدعا با صفحه از مستر چه حظ؟!
هوش مصنوعی: دل خود را برای بیان خواستههایت آماده کن، چرا که چگونه میتوان از بیسوادی در خواستهها لذت برد، وقتی که در صفحه دل چیزی نوشته نشده باشد؟
خشکمغزان را ز فیض دیده تر بهره نیست
گر نباشد ابر دل طغرل ز خشک و تر چه حظ؟!
هوش مصنوعی: افرادی که از احساسات و عواطف بیبهرهاند، نمیتوانند از زیباییها و لذتهای زندگی بهرهمند شوند. اگر دل کسی مثل طغرل (که نماد احساس و لطافت است) بیاحساس و خشک باشد، چه سودی از زندگی و زیباییها خواهد برد؟