برگردان به زبان ساده
در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز
در بساط عشق رخماتم تو شهبازی هنوز
هوش مصنوعی: من در غم تو جانم را فدای عشق کردم، اما تو هنوز در زیبایی و ناز خود غرق هستی و همچنان همچون پرندهای زیبا و آزاد جلوه میکنی.
تیغ ابرو بیگنه عریان به قتلم کردهای
چون عروج نشئه می بر سرم تازی هنوز
هوش مصنوعی: ابرویی که بیگناه است مانند تیغ، مرا به قتل رسانده است؛ هنوز در حالتی شگفتانگیز و سرمست، با احساسات عمیق به سر میبرم.
گشتم از داغ غمت سرگرم انجام فراق
دولت وصلت ندیده فرقت آغازی هنوز
هوش مصنوعی: از شدت غم تو، مشغول شدهام و از جداییام با تو، به طور مداوم در حال درد و رنج هستم. هنوز هم جداییام از تو شروع نشده، اما حسم به شدت عمیق است.
نآیدت شرم از مشبکهای سوراخ دلم
بر سرم همچون هدف تیر غم اندازی هنوز
هوش مصنوعی: آیا از دریچههای قلب من که پر از درد و غم است، شرم نمیکنی؟ هنوز همچون هدفی، تیر غم را به سمت من میاندازی.
چند گفتم در مقام وصل خودداری نما
از هجوم اضطراب ای اشک غمازی هنوز!
هوش مصنوعی: چندین بار به تو گفتم که در زمان وصال، از حملهی اضطراب دوری کن، ای اشک نازکدل! هنوز هم برنگشتهای.
جان دهد لعلش به هنگام سخن اموات را
شرم دار ای مدعی طالب به اعجازی هنوز!
هوش مصنوعی: گویی جان انسان در زمان صحبت کردنش با لعل و دیوانگی او فرومیریزد. ای مدعی، شرم کن که هنوز به دنبال اعجاز هستی!
داشتی طغرل شکایتها شب از دست فراق
از جدایی همچو نی با ناله دمسازی هنوز
هوش مصنوعی: داشتی طغرل شبها به دلتنگی از جدایی و فراق شکایت میکرد، مانند نی که با نالهاش همصدا شده است.