برگردان به زبان ساده
رفت جان بر باد و دور از وصل جانانم هنوز
رهنورد ساحت صحرای هجرانم هنوز
هوش مصنوعی: جانم به باد رفت و همچنان از وصال معشوقم دورم. هنوز هم در بیابان جدایی به سر میبرم و در این حال سیر میکنم.
پر شد از دور قضا پیمانهام از عهد او
با وفای عشق او در عهد و پیمانم هنوز
هوش مصنوعی: زندگیام به اندازهای از سرنوشتم پر شده که نشان از وفاداریام به عشق او دارد و هنوز با تمام وجود به وعدههایی که به او دادهام پایبند هستم.
کفر زلفش میکند هر دم ز من تاراج دین
باز میگویم که من از اهل ایمانم هنوز
هوش مصنوعی: زلفهای او هر لحظه به من آسیب میزنند و ایمانم را به خطر میاندازند، اما باز هم میگویم که من هنوز از کسانی هستم که به ایمان اعتقاد دارم.
ماه را کردم شبیه عارضش هنگام بدر
لیک از آن کرده بیجا پشیمانم هنوز!
هوش مصنوعی: در یک شب، چهره ماه را به زیبایی چهره محبوبم تشبیه کردم، اما اکنون از این کارم پشیمانم زیرا این کار شاید بیجا بود.
با ادیب عشق خواندم سالها درس جنون
در سلوک عاشقی طفل دبستانم هنوز!
هوش مصنوعی: سالها با اهل ادب درباره عشق گفتم و شنیدم، اما هنوز هم در مسیر عاشقانهام مانند یک کودک دبستانی هستم و درک کاملی از آن ندارم.
سینه صد چاک شد با تیر مژگانش هدف
زان سبب زحمتکش خار مغیلانم هنوز
هوش مصنوعی: سینهام از تیر نگاههای او زخم شده و به همین دلیل هنوز در رنج و زحمت ناشی از خارهای مغیلان به سر میبرم.
داشتم طغرل خیال کاکلش شب تا سحر
از تصورهای گیسویش پریشانم هنوز
هوش مصنوعی: من تا صبح در خیال طغرل و زیبایی گیسوانش بودم و هنوز هم از تصور آن پریشان و دلمشغول هستم.