برگردان به زبان ساده
پرده صبح نگه را بر رخ دلدار در
توتیا با چشم خود از خاک این دربار بر
هوش مصنوعی: در بامداد، پرده صبح را بر چهره محبوبم میفروشم و با دیده خود، زیبایی را از این بارگاه خاکی مشاهده میکنم.
رنگ زردم از طلا گشتن به وصلش راه برد
نقد سودای محبت شد درین بازار زر
هوش مصنوعی: رنگ زرد من به خاطر طلا شدن، به خاطر وصال اوست و این عشق، من را به بازار زر - جایی که ارزش ها و عشق ها سنجیده میشوند - کشانده است.
بس که از سر تا به پای او لطافت میچکد
وصف او سازی دهانت گردد از گفتار تر
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و لطافت شخصی اشاره دارد که از سر تا پا پر از نرمی و جذابیت است. به طوری که وقتی دربارهاش صحبت میکنید، گفتارتان به شکلی زیبا و دلنشین میشود.
از غبار خاک پایش کردهام کحل بصر
سرمه کی باشد به چشم انتظارم کارگر؟!
هوش مصنوعی: من از غبار خاک پای او، سرمهای برای چشمانم درست کردهام؛ آیا انتظار من به نتیجه میرسد؟
ساقیا در بزم ما پیمانه را لبریز کن
مجلس طغرل بود بیساغر سرشار شر!
هوش مصنوعی: ای ساقی، در مهمانی ما، جام را پر کن! اینجا، مجلس طغرل است و بدون شراب، حال و هوای آن پُر از نشاط و شور و مستی است!