برگردان به زبان ساده
مرا از عالم و آدم غم عشق تو بس باشد
به پیش آتش عشقت دلم مانند خس باشد
هوش مصنوعی: غم عشق تو برایم به اندازهای کافی است که حتی فکر به جهان و انسانها برایم اهمیت ندارد. دلم در برابر آتش عشق تو مانند نی، سبک و بیارزش میشود.
ازآن روزی که افتادم به دام چون تو صیادی
ازآن رو پیرهن در تن مرا همچون قفس باشد
هوش مصنوعی: از آن روزی که به دام تو گرفتار شدم، مثل این است که تو به عنوان صیاد من را شکار کردهای و حالا پیراهنی که به تن دارم، مانند قفسی شده است که مرا اسیر کرده است.
یکی بازآ به سوی من که از بیطاقتی تا کی
فغان و ناله و فریادم از دل چون جرس باشد؟!
هوش مصنوعی: یکی برگرد به سوی من، چون تاب و تحملم به پایان رسیده و فریاد و نالهام از دل مانند صدای زنگ است!
نگه را رخصت نظاره فرما در شب زلفش
کجا عشاق را اندیشه ترس عسس باشد؟!
هوش مصنوعی: در شب زلفش به چشمانش اجازه بده تا تماشا کنند؛ در اینجا عاشقان از ترس نگهبانان در فکر و تردید نخواهند بود.
نبرم از تو پیوند محبت را به صد محنت
اگرچه فرصت عمرم به عالم یک نفس باشد!
هوش مصنوعی: هرگز محبت و دوستیام را از تو قطع نمیکنم، حتی اگر به خاطر مشکلات زیاد، عمرم در این دنیا تنها به یک لحظه باشد!
نگاه چشم سفاکش به سوی عاشقان هردم
بدان ماند که ترک روم بر روی فرس باشد
هوش مصنوعی: نگاه خیره و بیرحم او به سوی عاشقان همیشه همانند است، مثل این که یک ترکزبان در دامان اسبش نشسته باشد.
به یک پرواز صید صد معانی میکند طغرل
به پیش چنگل او صید عنقا چون مگس باشد
هوش مصنوعی: طغرل با یک پرواز، معناهای زیادی را به دست میآورد. در برابر چنگل او، شکار عنقا به اندازه مگس ساده و کماهمیت است.