برگردان به زبان ساده
زلف مشکین تا به دور ماه رویش هاله زد
شور طوفان از نوایم در نیستان ناله زد
هوش مصنوعی: زلف سیاه او مانند هالهای دور ماه صورتش را میپوشاند و این زیبایی به قدری طوفانی و هیجانانگیز بود که نغمههای من در نیستان به ناله تبدیل شد.
زاهد از بهر خدا سوز درون ما مپرس
کز حدیث آتش عشقش لبم تبخاله زد
هوش مصنوعی: ای رهبری که به خاطر خدا از ما میپرسی که چرا دلمان میسوزد، بدان که از آتش عشق او صحبت میکنم و از عشقش ستونی بر زبانم جاری است.
تخم امیدی که اندر مزرع مهر و وفا
کشته بودم از سحاب ناامیدی ژاله زد
هوش مصنوعی: تخم امیدی که در زمین محبت و صداقت کاشته بودم، از باران ناامیدی مرطوب و خراب شد.
هر که بر رخسار او خال سیاهش دید گفت
هندوی آتشپرستی خیمه در بنگاله زد
هوش مصنوعی: هر کسی که لکهی سیاه روی چهرهاش را دید، گفت که زن هندو که به آتشپرستی مشهور است، چادرش را در بنگاله برپا کرده است.
عالمی محنت به رنگی از جمالش میکشد
چاک شد پیراهن گل داغ بر دل لاله زد
هوش مصنوعی: شخصی در اثر زیبایی و جذابیت معشوقش دچار غم و رنج میشود، به طوری که مانند لباس گلی که چاک شده، دل او نیز از درد و شوق، زخم شده است.
میسزد در ملک خوبی گردد او فرمانروا
بس که در اوج ملاحت اخترش دنباله زد
هوش مصنوعی: شایسته است که او در سرزمین خوبی حاکم شود، چرا که زیباییاش به حدی است که ستارهای در آسمان به دنبال او افتاده است.
گردش دور فلک طغرل ز تقدیر ازل
قرعه نام مرا ز اندوه چندینساله زد
هوش مصنوعی: چرخش زمان و سرنوشت طغرل باعث شد که نام من به خاطر سالها اندوه کشیدن به میان بیاید.