برگردان به زبان ساده
چون باده می کند مست، ما را هوای باران
دریای نشاه خیزد، از قطره های باران
هوش مصنوعی: وقتی که شراب آدم را مست میکند، ما به یاد باران میافتیم که از قطرههایش حالت نشئه و شادابی به ما میدهد.
مینا با پای ساغر، چون سر نهد به سجده
چیز دگر نخواند، غیر از دعای باران
هوش مصنوعی: مینا با پای ساغر، وقتی سرش را به زمین میگذارد، فقط دعا میکند که باران بیفتد و چیز دیگری نمیگوید.
پیداست عکس خوبی، از چار سوی عالم
آیینه خانه ای شد دهر از صفای باران
هوش مصنوعی: از زیبایی و روشنی باران، دنیا مانند یک خانه آیینهای شده که در آن تصویرهای خوب از هر سو قابل مشاهده است.
روزی که نیست چشمم، از جوش گریه پر آب
در کارخانه ابر،خالی ست جای باران
هوش مصنوعی: زمانی که چشمانم ناظر نیستند، از حرارت اشک، در کارخانه ابر جایی برای باران وجود ندارد.
دارند برسر دست، جانهای تلخ و شیرین
باران برای ساغر، ساغر برای باران
هوش مصنوعی: جانهای تلخ و شیرین را بر روی دست دارند و باران برای ساغر آماده شده است، ساغر نیز منتظر باران است.
پس ماندن از رفیقان، ننگ است بر سبکرو
بیجا نمی خروشد، سیل از قفای باران
هوش مصنوعی: اگر از دوستان و همراهان دور بمانیم، این موضوع عیب بزرگی برای کسی است که به راحتی میتواند از آن بگذرد. مانند سیلی که به دنبال باران میآید.
طغرا مباش غافل، زین ابر خرقه آبی
پیری ست سبحه در کف، از قطره های باران
هوش مصنوعی: بیتوجه نباش به این که این ابر، نشانهای از پیری و تجربه است. در دست من دانههای بارانی مانند ذکر و عبادت قرار دارد.