کو پیر مغان کز می اسرار زند حرف
با ما به لب ساغر سرشار زند حرف
چشمک زدن نرگس او دلخوشی آورد
شاد است پرستار چو بیمار زند حرف
واعظ به سخن عزت خود را مده از دست
کم قدر شود مرد چو بسیار زند حرف
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
کو پیر مغان کز می اسرار زند حرف
با ما به لب ساغر سرشار زند حرف
هوش مصنوعی: بیایید به سراغ پیر مغان برویم، او که از رازهای می گفتگو میکند. او با زبانش معانی عمیقی را در حالی که ساغری پر دارد، بیان میکند.