تو تاب درد نداری، مپرس درد مرا
به درد من چو رسی، دردمند خواهی شد
نصیحتی بشنو غنچه، پیش گل منشین
که از مصاحبتش هرزه خند خواهی شد
به تخم اشک من از جوی دیده گوید آب
که چون ز خاک برآیی، سپند خواهی شد
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
تو تاب درد نداری، مپرس درد مرا
به درد من چو رسی، دردمند خواهی شد
هوش مصنوعی: تو تحمل سختیها را نداری، پس چرا از من دردی را میپرسی؟ وقتی به درد من پی ببری، خودت هم به درد میافتی.