برگردان به زبان ساده
زبامی چو بینم که ماهی برآید
به یاد توام از دل آهی برآید
هوش مصنوعی: زمانی که میبینم ماهی از آب بیرون میآید، به یاد تو میافتم و از دلام احساس دلتنگی میکنم.
زدل هر دمم گرنه آهی برآید
کی از کنج چشمش نگاهی برآید
هوش مصنوعی: هر لحظه از دلم آهی بلند میشود، اما آیا از گوشهی چشمان او نگاهی به من خواهد افتاد؟
ندارد ملک چون سرداد خواهان
چه از ناله دادخواهی برآید
هوش مصنوعی: هیچ ملک و سلطنتی چون حکومت خواهان و خواستهها وجود ندارد، زیرا از ناله و فریاد دادخواهی چیزی به دست نمیآید.
بسی تیره روزم، بود کز کناری
شبم را فروزنده ماهی برآید
هوش مصنوعی: من در روزهای سخت و تاریک زندگیام، در کنارم نوری از ماه است که از سمت شب میتابد و امیدی برایم خلق میکند.
خوشم با جفایش دلی چون شکیبم
که نپسندد از سینه آهی برآید
هوش مصنوعی: من از دوری و بیوفاییاش راضی و خوشحالم، زیرا دلی صبوری دارم که هرگز از دلش آهی نمیکشد.
زمردم نهان ریز خونم مبادا
که فردا بقتلم گواهی برآید
هوش مصنوعی: مراقب باش که خون من در دل نهان نماند، چون ممکن است فردا کسی از مرگ من خبر دهد و گواهی بر آن شود.
بود کز تو ای ابر رحمت زخاکم
گلی گر نروید گیاهی برآید
هوش مصنوعی: ای ابر رحمت! اگر از خاک من چیزی ببارید، همچون گل خواهد رویید و اگر نه، هیچ گیاهی به وجود نخواهد آمد.
رسد آنچه بر ما ز فیض گدائی
که از همت پادشاهی برآید
هوش مصنوعی: آنچه که به ما از نعمتهای فداکاری میرسد، نتیجهی تلاش و ارادهی قدرتهای بزرگ است.
بتاج شهان گرزند خنده شاید
گلی گر ز طرف کلاهی برآید
هوش مصنوعی: شاید اگر گلی از زیر کلاه یک پادشاه بیرون بیاید، خندهای بر لبان آنها بنشاند.
بود گر امید وصالی چه پروا
به هجران اگر سال و ماهی برآید
هوش مصنوعی: اگر امید دیدار تو وجود داشته باشد، پس چه نیازی به نگرانی از جدایی است، حتی اگر سالها و ماهها سپری شود.
ز بس ناتوانی، طبیب جفاکش
ز دل نالهاش گاهگاهی برآید
هوش مصنوعی: به خاطر ناتوانیام، گاهی دلتنگیهایم به شکل ناله از دلم بیرون میآید.