برگردان به زبان ساده
نه همین زآتش عشقت دل ما میسوزد
هرکه را هست دلی، سوخته یا میسوزد
هوش مصنوعی: آتش عشق تو تنها دل من را نسوزانده است، بلکه هر کسی که دل دارد، یا دلش سوخته است یا در حال سوختن است.
خاک این بادیه بین کز قدم گرمروان
بس که گرم است در او پای صبا میسوزد
هوش مصنوعی: زمین این بیابان را ببین که چقدر داغ است! آنقدر گرما در آن وجود دارد که پاهای نسیم هم در آن میسوزد.
آتش ناله ما بس که جهان را افروخت
هرکه را مینگری زآتش ما میسوزد
هوش مصنوعی: آتش نالههای ما آنقدر تند و شعلهور شده که همه جای دنیا را روشن کرده است. هر کسی را که ببینی به خاطر سوز و گداز ما، در حال سوختن است.
محفل امشب ز فروغ رخ ساقی گرم است
گل جدا، باده جدا، شمع جدا میسوزد
هوش مصنوعی: محفل امشب به خاطر نور و زیبایی چهره ساقی پرحرارت و شاداب است. هر چیز در اینجا نسبت به دیگری متفاوت و جدا از هم است؛ گل، باده و شمع هر کدام به تنهایی در شعف و آرامش خود غرق هستند.
خضر اگر غوطه به سرچشمه حیوان دهدم
بس که دلسوختهام آب بقا میسوزد
هوش مصنوعی: اگر خضر (پیر علم و زندگی) مرا در آب حیات غوطهور کند، هیچ فایدهای ندارد؛ زیرا دلسوختهام و آرزوی جاودانگیام به آتش سوزانده میشود.
سایه داغ جنون تا به سرم افتادست
گر کند سایه به من بال هما میسوزد
هوش مصنوعی: سایهای گرم و آتشین ناشی از دیوانگی بر سرم افتاده است و اگر این سایه بر من فرود آید، بال و پرم میسوزد.
گشته با غیر چرا گرم سخن یار، طبیب
گرنه از آتش می شرم و حیا میسوزد
هوش مصنوعی: چرا با کسی جز یارت صحبت میکنی؟ اگر درمانگر بودی، باید از آتش عشق شرمزده و سوزان میشدی.