برگردان به زبان ساده
رفتند همرهان و تو در فکر منزلی
آه این چه غفلتست دریغا که غافلی
هوش مصنوعی: رفقا و دوستان رفتند، اما تو در فکر جایی برای اقامت هستی. آه، چه غفلت بزرگی است! کاش متوجه این بیخبریات میشدی.
از دود آه سوختگان باش برحذر
اندیشه کن مباد نهی داغ بر دلی
هوش مصنوعی: از سیاهی و غم سوختگان دوری کن و به فکر باش که مبادا باعث رنجش دل دیگری شوی.
مشکل ز کار تا نگشائی تو، خلق را
مشکل ترا ز کار گشایند مشکلی
هوش مصنوعی: اگر تو مشکلی از کار را حل نکنی، مردم هم برای تو مشکلات بیشتری به وجود میآورند.
کشتی فکنده ایم بدریای بی کنار
ما را مگر بگوش رسد نام ساحلی
هوش مصنوعی: ما کشتی خود را در دریای وسیع و بیپایان رها کردهایم، تا شاید صدای نام یک ساحل به گوشمان برسد.
حسرت مراست روی تو در پرده حجاب
خوش بی حجاب آنکه در آئی بمحفلی
هوش مصنوعی: حسرت من به داشتن تو است در حالی که بین ما فاصله وجود دارد، اما خوشا به حال آنکه بدون حاجب و پرده به جمع تو میآید.
از دشت جای خار ز بس گل دمید طبیب
از دیده خون ببار بدنبال محملی
هوش مصنوعی: در دشت که پر از گل است و خار کمکم از بین رفته، پزشک از دیدنش اشک میریزد و در جستجوی تجدید حیات یا درمانی برای دردهایش است.