برگردان به زبان ساده
حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی
از مرغ چمن زاغ و زغن را نشناسی
هوش مصنوعی: چقدر افسوس است که تو نتوانی بزرگان ادب و سخن را بشناسی و حتی نتوانی پرندگان معمولی را از هم تمیز دهی.
عمریست نفس سوخته ام حیف بسی هست
کز مرغ قفس مرغ چمن را نشناسی
هوش مصنوعی: سالهاست که دل سوختهام، افسوس که بسیاری آدمها از زیباییهای زندگی غافلند و مانند پرندهای در قفس، از دنیای آزاد و سرسبز بیخبرند.
این با که توان گفت که با دعوی فطرت
معنی نو و لفظ کهن را نشناسی
هوش مصنوعی: این موضوع را با چه کسی میتوان در میان گذاشت که نتواند مفهوم جدیدی را از طبیعت خود درک کند و همچنان با واژههای قدیمی سخن بگوید؟
نشناسی اگر خار ز گل زاغ ز بلبل
سهلست دریغا که سخن را نشناسی
هوش مصنوعی: اگر نتوانی تفاوت میان خار و گل و زاغ و بلبل را تشخیص دهی، آسان است، اما افسوس که نمیتوانی مفهوم کلام را درک کنی.
خوشباش طبیب ارشنوی طعنه ز راهب
افسوس که آن عهد شکن را نشناسی
هوش مصنوعی: اگر با پزشک خوشیومد بگویی، نباید به سخنچینیهای راهب توجه کنی، افسوس که تو آن کسی را که به عهدش وفا نمیکند، بهخوبی نمیشناسی.