برگردان به زبان ساده
به ساقی گفت در میخانه مستی
به دستی ساغر و مینا به دستی
هوش مصنوعی: در میخانه، ساقی گفت که در دستش یک جام و یک ظرف می است و به اینوسيله حال خوشی دارد.
که عهد دوستی با ما نگارا
چرا بستی و بیموجب شکستی
هوش مصنوعی: ای دلبر، چرا و به چه دلیلی پیمان دوستیات را با ما شکستی و بدون هیچ دلیلی این رابطه را پاره کردی؟
بپرس از ما که واپسماندگانیم
به راحت ای که در منزل نشستی
هوش مصنوعی: از ما بپرس که ما از سفر به مقصد بازماندهایم، در حالی که تو راحت و بیدغدغه در خانه نشستهای.
عماری کش مرو چندان شتابان
کنون چو محملش بر ناقه بستی
هوش مصنوعی: ای عماری، دلنگرانی نداشته باش و در این لحظه نگران نباش، زیرا که اکنون زمان شتابزدگی نیست و تو به آرامی میتوانی در مسیر خود پیش بروی. مگر اینکه محملت بر دوش این شتر باشد!
مگر آن دلشکن آمد که از دل
به گوشم آمد آواز شکستی
هوش مصنوعی: اگر آن کسی که دل را میشکند بیاید، آوای دلشکنی را از دل من خواهد شنید.
بشارت باد خاصان حرم را
که عزم تو بدارد بتپرستی
هوش مصنوعی: خبر خوش برای ویژهخادمان حرم این است که تو تصمیم به ترک بتپرستی گرفتهای.
مگر با یار می خوردی که از شوق
طبیب امشب نه هشیاری نه مستی
هوش مصنوعی: آیا ممکن است تنها به خاطر دیدار یار، این شب شوق و هیجان را تجربه کرده باشی? امروز نه در حالت هشیاری هستی و نه به سرخی مستی رسیدهای.