برگردان به زبان ساده
از باده عشرت تو و رخسار چو ماهی
وز شرم محبت من و دزدیده نگاهی
هوش مصنوعی: از شراب شادی تو و چهرهات مانند ماه، و از شرم عشق من و نگاهی بهدزدیده.
عادت بستم کردی و ترسم که مبادا
وقتی ز دل سوخته ای سرزند آهی
هوش مصنوعی: من به عادت تو عادت کردهام و میترسم که وقتی از دل سوختهام آهی بکش یا احساسی از درونم بیرون بیاید.
گر عشق تو بگداخت تنم را عجبی نیست
با شعله آتش چکند مشت گیاهی
هوش مصنوعی: اگر عشق تو سبب شود که جسم من بسوزد، تعجبی ندارد؛ زیرا گیاهان هم با حرارت آتش میسوزند.
آن بلبل خونین جگرم من که درین باغ
جز بال و پر سوخته ام نیست پناهی
هوش مصنوعی: این بلبل غمگین من که در این باغ چیزی جز بال و پر سوخته ندارد، هیچ پناهی ندارد.
در بادیه عشق بجائی نبری راه
تا در گرو دوری ونزدیکی راهی
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، به جایی نرسیدهای؛ چرا که در گروی دوری و نزدیکی، کمی میتوانی حرکت کنی.
دیگر دل پر داغ طبیب از که غمین است؟
کز جوش سرشگم نبود فرصت آهی
هوش مصنوعی: دل بیمار دیگر از چه کسی غم دارد؟ چون فرصتی برای آه کشیدن ندارد و اشکها به جوش آمدهاند.