برگردان به زبان ساده
یاد آر ای که فارغ، در محملی نشسته
شکرانه فراغت از همرهان خسته
هوش مصنوعی: به یاد بیاور کسی را که بیتنشانی و رهایی، در کجاوهای نشسته و از راحتی و آرامش خود لذت میبرد، دور از همراهان و دوستان خستگیزده.
چشم بد فلک بین کامشب ببرم عشرت
یکسو سبوفتاده یکسو قدح شکسته
هوش مصنوعی: امشب از چشم بد آسمان دوری میکنم و خوشیهای زندگی را کنار میگذارم؛ چون یک طرف لیوان نشسته و طرف دیگر آن شکسته است.
از نوبهار وصلم یاد آید و خروشم
بینم چو عندلیبی در گلشنی نشسته
هوش مصنوعی: یاد بهار عشق من جلوهگر میشود و شور و شوقی را احساس میکنم مانند بلبل که در باغی در میان گلها نشسته است.
روزی دوای اسیران صبری کنید و بینید
کز هم گسسته دام و درهم قفس شکسته
هوش مصنوعی: روزی برای کسانی که در بندند، صبر پیشه کنید و ببینید که چگونه از یکدیگر جدا شدهاند و تلهها و قفسهایشان شکسته شده است.
هجر و بلای هجران گر این بود، در وصل
بر روی عشقبازان یارب مباد بسته
هوش مصنوعی: اگر جدایی و رنج ناشی از آن اینگونه باشد، پس فراموش کن که در وصل و نزدیکی به عاشقان، چنین چیزی برای ما پیش بیاید.
در چشم نیمخوابش پیدا بود که سر خوش
در بزم مدعی دوش تا صبحدم نشسته
هوش مصنوعی: در چشمان نیمهبیدارش مشخص بود که او خوشحال و آرام از شب تا صبح در مهمانی معشوقهاش نشسته است.
گفتی طبیب خسته بسته بدیگران دل
اما چنانکه بر تو بر دیگران نبسته
هوش مصنوعی: گفتی که تو یک درمانگر هستی و از مشکلات دیگران خستهای، اما خودت به آنچه که بر دیگران میگذرد توجه نمیکنی و دردهایشان را درک نمیکنی.