برگردان به زبان ساده
چه خوشست از تو گاهی مژه نیم باز کردن
به تلافی تغافل نگهی به ناز کردن
هوش مصنوعی: گاهی بسیار زیباست که تو با مژههای نیمهباز و نگاهی ملایم و دلربا، تلافی بیتوجهی دیگران را بکنی.
نتوان چو فاش از تو سر شکوه باز کردن
من و محرمی و کنجی بنهفته راز کردن
هوش مصنوعی: نمیتوانم مانند تو به طور آشکار از درد و ناراحتیام بگویم؛ من و تو در حالی که در گوشهای از دنیا هستیم، باید رازهایمان را در دل نگهداریم.
چه تمتع است ما را ز تو ای نهال سرکش
که بمیوه تو دستی نتوان دراز کردن
هوش مصنوعی: ای نهال سرکش، چقدر لذت میبریم از تو؛ اما نمیتوانیم به میوهات دسترسی پیدا کنیم.
مکن احتراز از من که بروی عشقبازان
در وصل چون گشادی نسزد فراز کردن
هوش مصنوعی: از من دوری نکن، زیرا در عشق کسانی که به وصال میرسند، شایسته نیست که از عشق و احساس خود دور شوند.
مگزین جدائی از وی که طبیب خسته دل را
چو بدام هر بستی سمتست باز کردن
هوش مصنوعی: از جدایی از او فرار کن، چون طبیب بیحوصله در دام میافتد و هر بار که آزاد شود، دوباره به او بازمیگردد.