برگردان به زبان ساده
از سر کوی تو دردا که من دلنگران
بایدم رخت سفر بست بکام دگران
هوش مصنوعی: از نزدیکی خانهات، آه، دل من نگران است. باید لباس سفر بپوشم و برای خوشی دیگران آماده شوم.
بس فرو مانده ام ای خضر خدا را مددی
کاروان رفته و وامانده ام از همسفران
هوش مصنوعی: من به شدت دلسرد و ناامید شدهام، ای خضر! به کمکم بیا، زیرا کاروان از حرکت بازایستاده و من از همراهانم جا ماندهام.
خود گرفتم که میسر شودم دولت وصل
چه توان کرد بمحرومی حسرت نگران
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتم که به وصال محبوب برسم، اما چه میتوان کرد که حسرت دوری همچنان در دل مانده و مرا میآزارد.
در دیاری که ملک خود ستم آغاز کند
دادخواهان بکه نالند زبیدادگران؟
هوش مصنوعی: در سرزمینی که حاکم خود ظلم و ستم را شروع کند، دادخواهان چگونه میتوانند از ستمگران فریاد بزنند و گلایه کنند؟
بلبل و گل نه اگر جرعه کش یک جامند
آن چرا نعره زنان آید و این جامه دران
هوش مصنوعی: اگر بلبل و گل تنها یک جرعه شراب بنوشند، پس چرا بلبل اینگونه با ناله و فریاد به سراغ گل میآید و این لباس را از تن در میآورد؟