برگردان به زبان ساده
زبیدادت ننالد چون دل من؟
که هر دم می کنی در خون دل من
هوش مصنوعی: چرا دل من از محبت تو شکایت کند؟ وقتی که هر لحظه تو باعث میشوی قلبم در غم و اندوه غوطهور شود.
ندانستی دلم را قدر و بسیار
بجوئی و نیابی چون دل من
هوش مصنوعی: نمیدانی که دل من چقدر ارزش دارد و هر چقدر هم که در جستجویش باشی، نمیتوانی دل مثل دل من پیدا کنی.
تومعشوقی سزد شادان دل تو
منم عاشق سزد محزون دل من
هوش مصنوعی: تو معشوقی هستی که جای شادمانی و خوشحالی دارد، و من عاشق تو هستم که باید دلگیر و غمگین باشم.
تو ساغر می کشی با غیر و غافل
که حسرت می کشد در خون دل من
هوش مصنوعی: تو با دیگران مشغول خوشی و نوشیدن هستی، غافل از اینکه دل من به خاطر این حسرتها در عذاب است.
چه ساغرهای حسرت زد شب هجر
به یاد آن لب میگون دل من
هوش مصنوعی: در شب های دوری و جدایی، یاد آن لبان شاداب و دلربا مرا به حسرت واداشته است.
مروت نیست ورنه برقی از آه
زدی در خرمن گردون دل من
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که اگر انسان با انصاف و مروت باشد، نباید با احساسات و نالههای دیگران بازی کند. در واقع، کسی که به دل دیگران توجه ندارد، نشان از کمبود مروت و انصاف دارد. در اینجا به نوعی به درد و رنجی که در دل شخص وجود دارد اشاره شده و بیان میشود که این درد و رنج باید مورد احترام و توجه قرار گیرد.
دلم آمد بتنگ از سینه ای کاش
فتد زین کنج غم بیرون دل من
هوش مصنوعی: دل من از درد و تنگی به شدت رنج میکشد و آرزو میکنم که این دل از این گوشهی غمناک رهایی یابد و به آزادی برسد.
طبیب آن باده ام در ده که سازد
به یک پیمانه دیگرگون دل من
هوش مصنوعی: من دکتری دارم که با یک پیمانه از آن باده، میتواند دل مرا به حال و وضعی دیگر درآورد.