برگردان به زبان ساده
بهتر آنست که پا از سر بازار کشم
تا بکی دردسر از بار خریدار کشم
هوش مصنوعی: بهتر است که از شلوغی بازار دور شوم تا این که بخواهم به خاطر خواستههای خریداران دچار دردسر شوم.
رفته در پای دلم خاری و افغان که مرا
نیست آندست که از پای دل آن خار کشم
هوش مصنوعی: در دل من درد و رنجی وجود دارد و من نمیتوانم آن را از خود دور کنم، زیرا توانایی این کار را ندارم.
کرده ای بر ستمم عادت از آن می ترسم
کآخر از جور تو، آهی ز دل زار کشم
هوش مصنوعی: من به عادت ظلم تو عادت کردهام و از این میترسم که در نهایت از ظلمت، آهی از ته دل بکشم و زجر بکشم.
من که از تنگی دل ذوق گلستانم نیست
تا قفس هست چرا حسرت گلزار کشم
هوش مصنوعی: من به خاطر دل تنگیام، حال و هوای خوش گلستان را ندارم. وقتی که در قفس هستم، چرا باید آرزوی باغ و بستان داشته باشم؟
جوش زد خون دل از دیده من نیست طبیب
آستینی که باین دیده خونبار کشم
هوش مصنوعی: خون دل به چشمانم آمد و هیچ طبیبی نیست که بتواند درد و رنج مرا درمان کند.