برگردان به زبان ساده
شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم
نالیم آنقدر که جهان را خبر کنیم
هوش مصنوعی: شب فرا رسیده و ما تصمیم داریم که از درد و شکایتهای خود بگوییم و آنقدر فریاد بزنیم که تمام جهان از حال ما باخبر شود.
نشنیده ایم بوی وفا چون درین چمن
با چشم تر چو قطره شبنم سفر کنیم
هوش مصنوعی: ما تا به حال بوی وفا را در این باغ نچشیدهایم؛ چون با چشمانی اشکآلود مانند قطرههای شبنم از اینجا دور خواهیم شد.
پرسد اگر کسی زدل ناتوان ما
آهی زدل کشیم و سخن مختصر کنیم
هوش مصنوعی: اگر کسی از دل ناتوان ما سوال کند، ما آهی از دل برمیآوریم و به کوتاهی سخن میگوییم.
تا می توان ز خون دل داغدار خویش
چون لاله در قدح می بی دردسر کنیم
هوش مصنوعی: تا جایی که میتوانیم، با درد دل خود، مانند لالهای در گلدان، بدون نگرانی و مشکلی زندگی کنیم.
تا در بساط دیده نمی هست چون صدف
کی چشم خود سفید به آب گهر کنیم
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دل و نظر چیزی وجود ندارد، مانند صدف، نمیتوانیم چشم خود را به جواهرات و زیباییها باز کنیم.
غمگین مباش کز جگر آتشین طبیب
آهی کشیم و چاره دامان تر کنیم
هوش مصنوعی: نگران نباش، زیرا ما با دل شوریده خود، آهی میکشیم و از این راه به دنبال درمانی برای آلاممان خواهیم بود.