برگردان به زبان ساده
از سر زلف نگاری دو سه تاری دارم
یادگاری ز سر زلف نگاری دارم
هوش مصنوعی: از موی زیبایی که داری، دو یا سه رشته به یادگار دارم.
چه دهم دل بکسی تا غم یاری دارم
کاین دل خون شده را از پی کاری دارم
هوش مصنوعی: چه کار کنم که دل را به کسی بسپارم، وقتی که غم یاری را دارم؟ این دل که خون شده، به خاطر کاری برای من است.
برد اندیشه یاری ز بس از کار مرا
خبرم نیست که اندیشه یاری دارم
هوش مصنوعی: در اثر تلاش و کار زیاد، دیگر از وضعیت خود آگاهی ندارم و نمیدانم که آیا کمک فکری و یا همیاری در کنارم هست یا نه.
به نگاهی که به سویم کند از گوشه چشم
قانعم گر هوس بوس و کناری دارم
هوش مصنوعی: به نگاهی که از گوشه چشم به من میاندازد رضایت دارم، حتی اگر فقط آرزوی یک بوسه و نزدیکی باشد.
سادگی بین که درین بحر که پایانش نیست
گشته ام غرقه و امید کناری دارم
هوش مصنوعی: در دریای بیپایان زندگی غرق شدهام، اما هنوز امیدوارم که روزی به ساحل امنی برسم.
گر نیارم بنظر تاج شهان معذورم
دیده بر گرد ره شاهسواری دارم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم نظر تاج شاهان را جلب کنم، عذر من پذیرفتنی است؛ زیرا چشمانم بر راهی دوخته شده که سواری شاهانه در آن میگذرد.
بیقرارم مکن از وعده وصلت زنهار
که همان با غم هجر تو قراری دارم
هوش مصنوعی: خواهش میکنم مرا ناپایدار نکن با وعدههایی که برای دیدارت دادهای. زنهار، که من با اندوه جداییات آرامشی دارم.
مزن از ناله بمن آتش ازین بیش طبیب
که دل سوخته و جان فگاری دارم
هوش مصنوعی: به من از نالهات بیشتر آتش نزن، ای پزشک! زیرا که من دل سوخته و جان باختهای دارم.