برگردان به زبان ساده
مپسند از درت ای دوست غمین برخیزم
نه چنان آمده بودم که چنین برخیزم
هوش مصنوعی: ای دوست، از در تو نمیپسندم غمگین از تو خداحافظی کنم. من با هدف و حال خوشی به نزد تو آمده بودم تا به این شکل وداع کنم.
ای خوش آن لحظه که در بزم نشست تو و من
پی خدمت چو غلامان ز کمین برخیزم
هوش مصنوعی: لحظاتی را تصور کن که من و تو در کنار هم در میهمانی هستیم و من با عشق و اهتمام به خدمت تو برخیزم، مانند غلامانی که از کمینگاه بیرون میآیند.
هر که برخاست ز کوی تو پشیمان گردید
بچه امید من خاک نشین برخیزم
هوش مصنوعی: هر کسی که از نزد تو دور شود، پشیمان خواهد شد. فرزند امید من، من هم از خاک برخواهم خاست.
منم آن صبح سعادت که از آن خواب گران
نگران بر رخت ای ماه جبین برخیزم
هوش مصنوعی: من همان صبح خوشبختی هستم که از خواب سنگین نگران، بر چهرهات ای ماه زیبا بیدار میشوم.
دم آخر مرو از دیده که من از سر جان
به امید نگه بازپسین برخیزم
هوش مصنوعی: در لحظههای پایانی، از پیش چشمم نرو، زیرا من با تمام وجودم انتظار دارم که بار دیگر نگاه تو را ببینم.
بودم راه اگر در حرم وصل طبیب
میتوانم ز سر خلد برین برخیزم
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عشق به معشوق قرار داشته باشم، میتوانم از بهشت هم بالاتر بروم.