برگردان به زبان ساده
زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف
نازده بر سینهام زخم دگر، بگذشت حیف
هوش مصنوعی: او با زخم دلی به من آسیب زد و از کنارم گذشت. افسوس که زخمی دیگر بر قلبم برجای مانده و او به راحتی از کنار آن عبور کرد. افسوس!
کشتی ما را که عمری بود جویای نهنگ
بر کنار افکند موج و از خطر بگذشت حیف
هوش مصنوعی: کشتی ما که سالها در جستجوی نهنگ بود، اکنون بر لبه آب افتاده و از خطرات عبور کرده است، ولی این موضوع بسیار تاسفبار است.
گفتم از باغ تو چینم میوهای، تا در گشود
باغبان بر روی من وقت ثمر بگذشت حیف
هوش مصنوعی: گفتم از باغ تو میوهای بچینم، اما هنگامی که باغبان در را باز کرد، زمان برداشت میوه گذشته بود و این برایم غمانگیز بود.
کار خود را چاره از آه سحر جویند خلق
چاره کار من از آه سحر بگذشت حیف
هوش مصنوعی: مردم در جستجوی راه حلی برای مشکلاتشان هستند و من نیز در پی چارهای برای مشکلات خود هستم، اما متوجه شدم که دیگر فرصت زیادی ندارم و به زودی زمان از دست میرود. افسوس!
از هجوم خار در گلشن ز بس جا تنگ گشت
عندلیب از وصل گل با چشم تر بگذشت حیف
هوش مصنوعی: از آنجا که در باغ به خاطر وجود خارها و تنگ بودن فضا، بلبل نتوانست به گل نزدیک شود و با چشمانی پر از اشک از کنار آن گذشت؛ واقعاً جای تأسف است.
بعد عمری از پی پرسش طبیب خسته را
گرچه یار آمد به سر، زآن پیشتر بگذشت حیف
هوش مصنوعی: پس از سالها جستجو و پرسش به دنبال درمان، وقتی که دوست و رفیق به کمک میآید، افسوس که قبل از این لحظه، زمان خیلی از دست رفته است.